آشنای ما ashenaiema

سروده های دکتر مسعود اصغرپور

بازنده

دکتر مسعود اصغرپور ساعت 8:0

گهی صافی گهی ابری گهی غمگین و بارانی

به سختی می شود گاهی بمانی گه به آسانی

 

قماری تازه در سر شد میان آورده ام دل را

چو بازم دستِ آخر را، چه ماند جز پشیمانی

 

چو چشمت در میان آمد بد آوردم کم آوردم
ندانستم که چشمت می برد دل را به آسانی

 

دلی بی غم کجا جویم که در عالم نمی بینم
کسی باشد که مانَد در امان از عشقِ پنهانی

 

درت را از چه می کوبم به پایت از چه می افتم

چه گویم دردِ پنهانم ندارد جز تو درمانی

 

به چشمانت نظر کردم دمی آسایشم گردی

نگاهت بی قرارم کرد و حاصل شد پریشانی

 

بجز عشقت به سر فکری دگر هرگز نمی گردد

نگاهی در نگاهم کن تو از چشمم چه می خوانی؟

 

دکتر مسعود اصغرپور

معرفی
آشنای ما ashenaiema

مجموعه اشعار
دکتر مسعود اصغرپور





جدیدترین سروده ها
تست پانزده
تست هفده
تست نوزده