آشنای ما ashenaiema

سروده های دکتر مسعود اصغرپور

زخم های بی شمار

دکتر مسعود اصغرپور ساعت 21:58

دمادم می شمارم زخم های بی شمارم را
به دست دل نباید می سپردم اختیارم را


به حالم زار می گرید زمین و آسمان با هم
دلت آمد که تار و تیره کردی روزگارم را


تو را با اشک در بغضم فرو بردم‌ به آرامی
بگو تا کی بسوزانم به پایت انتظارم را


هوایم درد می بارد زمینم مرگ می جوشد
زمستان است و من دیگر نمی بینم بهارم را


مرا با خاطراتت پایِ یک گل زیرِ خاکم کن
مگر با اشکِ شبنم، تر کند آن گل مزارم را

دکتر مسعود اصغرپور

معرفی
آشنای ما ashenaiema

مجموعه اشعار
دکتر مسعود اصغرپور





جدیدترین سروده ها
تست پانزده
تست هفده
تست نوزده