رسد زمان بریدن، نشانه بسیار است
برای از تو گذشتن بهانه بسیار است
مرا به جای که دادی به باد، بی انصاف
به هر که تکیه کنی کن که شانه بسیار است
برای هر که نخواهد نوای خلوت را
به کوچه زمزمه ی عاشقانه بسیار است
اگر دلت به هوای دلی نمی گردد
طواف کعبه رها کن که خانه بسیار است
چرا به طعنه شکستی دلی که در آنی
بیا قفس بشکن، آشیانه بسیار است
تو آن گناه قشنگی که آخرت سوز است
خراب توبه شکن در زمانه بسیار است
خدا نشد که ببندد دهان مردم را
به پشت بی گنهان تازیانه بسیار است
دکتر مسعود اصغرپور